درباره ی سارینا جون
دختر نازنینم؛ دیگه داری کم کم بزرگ میشی و برای خودت یک پارچه خانم شدی. کم کم داری مثلا خجالت کشیدن را یاد می گیری و وقتی که خونمون مهمون میاد یا ما جایی مهمونی میریم اولش میری بغل یکی می شینی و بعد دستهاتو جلوی صورتت می گیری و از لای انگشتهات به همه نگاه می کنی بعد که کم کم خجالتت ریخت حالا همینطوری آرام می شینی ولی همینکه یکی بهت نگاه می کنه سریع دستهات رو جلوی صورتت می بری اینقدر جالب اینکارها رو انجام میدی که همه از خنده ریسه میرن

ولی بعد از مدتی دیگه به قول معروف مجلس رو می ترکونی و دیگه از دختر خجالتی خبری نیست و با همه دوست میشی.
از رقصیدنت که هر چی بگم کم گفتم فقط کافیه که صدای یک آهنگ رو بشنوی دیگه قر دادنهات شروع میشه آخ که من فدای اون رقصیدنت بشم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

درباره ی سارینا جون
