شعری زیبا
به مادر گفتم آخر اين خدا كيست ؟
كه هم در خانه ی ما هست و هم نيست
تو گفتي مهربانتر از خدا نيست
دمي از بندگان خود جدا نيست
...چرا هرگز نمي آيد به خوابم
...چرا هرگز نمي گويد جوابم
نماز صبحگاهت را شنيدم
تو را ديدم خدايت را نديدم
به من آهسته مادر گفت : فرزند
خدا را در دل خود جوي يك چند
خدا در رنگ و بوي گل نهان است
بهار و باغ و گل از او نشان است
خدا در پاكي و نيكيست فرزند
بود در روشنايي ها خداوند
ای خداوند مهربون من هم مثل همه ی مامانهای مهربون ازت میخوام که سارینای گلم رو در پناه خودت حفظ کنی . الهی آمین
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

شعری زیبا
