سارینا هدیه آسمانی

درد دلهای مامانی با سارینا جون

1389/11/18 14:44
نویسنده : مامان معصی
255 بازدید
اشتراک گذاری

 سارینا جونم خدا را خیلی شاکرم که تو رو به من هدیه داد می دونی مامانی یک همچین وقتهایی که خیلی دلم می گیره همین درد دل با تو خیلی آرومم می کنه الان به قدری دلم پر از غصه شده که حد و اندازه نداره اینقدر دوست داشتم که الان مامانم کنارم بود و سرم رو روی شانه های مهربونش می گذاشتم و زار زار گریه می کردم تا سبک بشم ولی حیف که پیشم نیست آدمها تازه وقتی که غمگین می شن و می خوان که با یکی درد و دل کنند تا سبک بشن اون موقع هست که با تمام وجودشون حس می کنن که غربت چقدر سخته آخه مواقع دیگه که آدم سرش به کار و زندگی گرمه دیگه وقت فکر کردن به این چیزها رو نداره  .

سارینای من اگه بدونی که الان حاضرم نصفی از عمرم رو بدم تا برای یک ساعت هم که شده مامانم رو ببینم دیگه دارم دیونه می شم فقط خدا را شکر می کنم که تو هستی و اینکه هنوز کوچیکی و این چیزها رو نمی تونی بخونی وگرنه من هیچوقت نمی خوام که تو هم غصه دار باشی دختر نازم خیلی خیلی دوستت دارم همیشه همیشه مواظب خودت باش 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

سعيد
19 بهمن 89 12:34
با سلام با اجازتون وبلاگ شمارو بازديد كردم من هم يك دختر ناز دارم به اسم سارينا و يكماه از تولد دختر دومم تانيا ميگذره تو اين سايت چشمم به اسم قشنگ سارينا افتاد و سايت شمارو بازديد نمودم خيلي دختر ناز ي داريد خدا حفظش كنه و همچنين شما والدين خوب و مهربون را - سعيد سليماني