عافیت آب گرم خانم خانما
دختر نازم امیدوارم که هیچوقت هیچوقت گل خنده از روی اون لبهای خوشگلت کم نشه آمین
الهی مامانی قربون این ژست گرفتن تو بشه جیگر طلا
قشنگترین دختر دنیا
قصه عشق
سارینای قشنگم : می خواهم برای اولین با ر برایت قصه عشق را بنگارم ولی قبل از شروع بایستی ابتدا از مدیریت نی نی وبلاگ تشکر کنیم که امکان این کار را برایمان فراهم نمود. عشقم وقتی که برای اولین بار در غربت فهمیدم که باردار شده ام موجی از شادی و ترس دریای آرام دلم را به ناگاه متلاطم نمود شاد به خاطر وجود نازنینی که در بطنم بود و ترس از غربت و تنهایی که خدا چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته حمید بابایی همیشه و در همه مراحل کنارم بود ولی من در آن لحظات در جستجوی آغوش گرم مادرم بود چون او بود که تجربه این کار را داشت و می توانست در آن شرایط آرامم کند ولی متاسفانه نبود بهر حال اول خدا و بعد حمید بابایی خیلی کمکم کردند تا اینکه این ماه...
نویسنده :
مامان معصی
2:05

