سارینا هدیه آسمانی

ماه من ، غصه چرا؟!

1389/11/7 3:37
نویسنده : مامان معصی
541 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

ماه من ، غصه چرا ؟!

 

 

آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز

 

مثل آن روز نخست

 

گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !

 

یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان

 

نه شکست و نه گرفت !

 

بلکه از عاطفه لبریز شد و

 

نفسی از سر امید کشید

 

ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید

 

زیر پاهامان ریخت ،

 

تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !

 

ماه من غصه چرا !؟! 

 

تو مرا داری و من

 

هر شب و روز ،

 

آرزویم ، همه خوشبختی توست !

 

ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن

 

کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ...

 

ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید

 

یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،

 

با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن

 

وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !

 

او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید

 

نشانم می داد ...

 

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،

 

غرق شادی باشد ....

 

ماه من !

 

غصه اگر هست ! بگو تا باشد !

 

معنی خوشبختی ،

 

بودن اندوه است ...!

 

این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور

 

چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند

 

همه را با هم و با عشق بچین ...

 

ولی از یاد مبر،

 

پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا

 

و در آن باز کسی می خواند ،

 

که خدا هست ، خدا هست

 

و چرا غصه ؟ چرا !؟!

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

ترانه
7 بهمن 89 1:43
شعر قشنگی بود باز هم از این شعرا بنویسید