بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
سارینا هدیه آسمانی
سارینا هدیه آسمانی
مادرانه های من برای کوچولوی قشنگم

عکس بالایی رو سارینا جلوی در خونمون گرفته تو خیابون پشتش هم استادیوم ورزشی هستش

 

عکس بالایی رو هم خانومی تو ماشین همسایه بالایی مون یعنی آننه جانشون گرفتن

 

 

 

این یکی رو سارینا خانم توی استادیوم گرفتن که برای پیاده روی تشریف برده بودن

 

 

این عکس رو هم وقتی که رفته بودیم کنار رودخونه گرفتن


موضوع : | بازدید : 78 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 2 آذر 1390 و ساعت 17:42 توسط مامان معصی

سلام خدمت همه دوستهای گل نی نی وبلاگی که تو این مدت بهمون سر زدید و حالمون رو پرسیدید

یک چند وقتی بود که نتونستیم با هم باشیم از امروز دوباره بهتون سر می زنیم و می اییم پای نت

سارینا جونم داره روز به روز بزرگتر و خانمتر می شه البته خیلی هم شیطونه خانم کوچولو

هر روز برای من و بابایی دعا و مناجات می خونه فقط هم این مناجات رو از حفظه که:

هوالله

پروردگارا قلب صافی چون دُرّ عطا فرما.

همین هم که تموم می شه خودش زودتر از همه برای خودش کف می زنه و خودش رو تشویق می کنه.

الهی من قربون این قلب کوچیک و دل مهربونت بشم مامانی.


موضوع : | بازدید : 73 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 2 آذر 1390 و ساعت 17:21 توسط مامان معصی

دختر نانازی من

آخ که تو چقدر شیطونی مامان امروز صبح همین که من یک لحظه از اتاق بیرون رفتم سریع سراغ لوازم آرایش رفتی و چشمهات رو مداد کشیدی نمی دونم مداد به چشمت خورده یا ...

بالاخره که چشمات عفونی شد و مدام ازش اشک می آمد تا اینکه قطره ریختیم و خوب شد .

از صبح هم که رفتیم مهمونی به جز آه و ناله کردن صدات در نمی آمد همه می گفتن آخ سارینای شیطون ما چشمات اوف شده دیگه صدات در نمی آد چقدر تو امروز بیحالی کوچولو

الان خدا رو شکر بهتری خوابت برد و منم اومدم پای نت

خوب بخوابی خوشگل مامان

خیلی دوستت داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم


موضوع : | بازدید : 228 مرتبه
نوشته شده در تاريخ شنبه 12 شهريور 1390 و ساعت 1:54 توسط مامان معصی

سارینا جونم

عروسک قشنگم یک چند وقتی هستش که نتونستم خاطرات تو رو به طور مستمر برات اینجا بنویسم می دونم تا حالا چند بار بهت قول دادم که بعد از این خاطراتت رو می نویسم ولی متاسفانه بد قولی کردم ولی ایندفعه مطمئن باش که حتما اینکار رو انجام می دم آخه به لطف خدای مهربون قسمت بزرگی از مشکلاتمون حل شد و  حالا از نظر روحی خیلی آرومتر و بهترم گلم آخه بالاخره کارامون درست شد و به امید خدا می خواهیم بریم.

خوب حالا بریم سر خاطرات سارینا خانم:

از وقتی که خونمون رو عوض کردیم با همسایه های جدید حسابی دوست شدی و با اینکه اونها ایرانی نیستند حسابی ارتباط برقرار کردی و به قول اونها خودت رو تو دلشون جا کردی به طوریکه سوگی شده آننه تو یعنی همون مامان به زبان ترکی استانبولی و منم مامان  ، مامانی و معصی هستم .

شما در روز ساعات زیادی رو با سوگی همون آننه جان می گذرونی و حسابی با هم حال می کنید با هم دوش می گیرید ، خرید میروید ، می خوابید و .....

امروز هم رفتیم عید دیدنی خونشون که بهتون عیدی داد یک لباس خیلی خوشگل برات گرفته بود و وقتی تنت کرد همش قربون صدقه ات می رفت غروب هم خونه قبلی مون رفتیم برا عید دیدنی اونجا هم باز مرکز توجه بودی و با شیرین کاریهات همه رو عاشق خودت می کردی.

الهی مامان فدای این دختر مهربون بشه که اینقدر با محبت هستش و با همه ارتباط برقرار می کنه. عاشقتم من


موضوع : | بازدید : 153 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 شهريور 1390 و ساعت 23:37 توسط مامان معصی

عکس های جدید دختر گلم الهی که من فدای اون لبخند قشنگت بشم

 


موضوع : | بازدید : 201 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 شهريور 1390 و ساعت 2:58 توسط مامان معصی


موضوع : | بازدید : 106 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 مرداد 1390 و ساعت 11:13 توسط مامان معصی

مادامی که این اطفال در کنارت هستند تا می‌‌توانی‌ دوستشان بدار، خود را فراموش کن و به‌‌ ایشان خدمت نما شفقت فراوان خود را از آنها دریغ مدار ، مادامی که این موهبت با توست قدرش را بدان و نگذار هیچ یک از رفتار کودکانه آنها بدون قدردانی بماند این شادمانی که اکنون در دسترس توست مدت زیادی نخواهد ماند ، این دستان نرم کوچکی که در دست تو اشیانه دارند در حالی‌ که در آفتاب قدم می‌‌زنی همیشه با تو نخواهد بود همینگو نه‌ این پاهای کوچکی که در کنارت می‌‌دوند و یا صداها ی مشتا قی‌‌ که بدون وقفه و با هیجان هزاران سوال از تو می‌‌کنند تا آبد نیستند این صورتها ی قابل اعتماد که به طرف تو توجه می‌‌کنند یا بازوان کوچکی که بّر گردن تو حلقه می‌‌شوند و لبان نرمی که بّر روی گو نه‌‌های تو فشار می‌‌آورند دائمی نیستند همینطور بدنهای کوچکی که در کنار تو زانو می‌‌زنند و مناجات زمزمه می‌‌کنند همیشگی نخواهند بود پس دوستشان بدار و محبّت آنها را جلب کن و تمام گنجینه قلب خودت را بّر ایشان ارزانی‌ بدار روز‌هایشان را از شادی پر کن و در خوشی‌ و شادمانی معصومانه ایشان شریک باش طفولیت جز روزی بیش نیست آگاه باش که برای همیشه از دست خواهد رفت.                                                                                                                                   سارینای نازنینم خیلی خیلی دوستت دارم یکی یکدونم .


موضوع : | بازدید : 107 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 خرداد 1390 و ساعت 9:45 توسط مامان معصی
چون زلف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم

تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم

تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی

من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی

در سینه سوزانم مستوری و مهجوری

در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی

من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی

من سلسله موجم تو سلسله جنبانی

از آتش سودایت دارم من و دارد دل

داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی

دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم

کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی

ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟

روی از من سر گردان شاید که نگردانی

...............
رهی معیری
 

موضوع : | بازدید : 101 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 خرداد 1390 و ساعت 9:34 توسط مامان معصی

دختر قشنگ و نازنینم 

خدای مهربون رو هزاران هزار بار شاکرم که فرشته ای به این نازی و مهربونی بهم هدیه داد واقعا اگه تو نبودی نمی دونم حال و روز من چی بود تو مثل یک فرشته ی نجات اومدی و غم غربت و تنهایی رو برام راحت تر کردی و هر وقتی که دلم می گیره و گریه می کنم با اون دستهای عروسکی و قشنگت اشکهام رو پاک می کنی الهی که من فدای تو بشم

راستی من دیشی به بابایی می گفتم که حمید جون دختر داشتن چقدر خوبه ها می دونی گلم با اینکه خیلی کوچولویی ولی به مامان کمک می کنی و ظرفها رو دونه دونه سر غذا می بری الهی من فدات شم.

از شیرین زبونی هات هر چی بگم کم گفتم مامانی واقعا همه رو مسخ حرف زدنت می کنی اینقدر که بقیه بهت گفتند سارینا مامانت کجاست ؟ بابات کجاست؟ تو هم الان وقتی می خوای من رو صدا کنی می گی مامانت و به بابایی هم می گی بابات 

دختر شیرین زبون من الهی که من قربونت بشم

خیلی خیلی دوستت دارم عشقم


موضوع : | بازدید : 122 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 خرداد 1390 و ساعت 3:31 توسط مامان معصی


موضوع : | بازدید : 128 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 خرداد 1390 و ساعت 3:31 توسط مامان معصی
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 9 صفحه بعد